غلامحسين افضل الملك
95
سفرنامه خراسان و كرمان ( فارسى )
بر گفتن شعر است ولى مثل تركستانيان قصيدهسرائى ميكنند . هرقدر از اشعار خودشان را نزد بنده خواندند ممتاز و نخبه بود . افسوس كه از قصايد ايشان چيزى اندوخته نكردم . طبعى پرفتوت و همت عالى دارند . به جهت خاطر من چند بار ضيافتهاى شايان كردند و محفلشان مجمع فضل و كمال بود . يكى از فضلاى اين شهر جناب مستطاب آقا ميرزا داود بهاء التوليه وزير وظايف آستانه مقدسه و از اشراف و اعيان اين بلد است . نسب شريفشان بشاه نعمت اللّه ولى منتهى مىشود . اهل فضل و ادب هستند ولى داعيهء درويشى و عرفان و ارشاد ندارند . مرا از بيست سال قبل تاكنون با ايشان سابقه و لاحقهء دوستدارى است . در سفرنامهء بيست سال قبل خود شرح حالى از ايشان نگاشتهام . در اين سفر غالبا با ايشان مراوده داشته گاهى بدعوت ايشان حاضر ميشدم . از مردمان بزرگوار و خداشناسان عالى مقدار كه از دنيا وارسته و از مخلوق گسسته فقيه زاهد و فاضل عايد جناب مستطاب كرّوبى خطاب سيد سند آقا ميرزا محمد باقر رضوى مدرس آستانه رضويه است . از براى طلاب همه روزه در فقه و اصول تدريسى كرده از هايهوى و مجالست با بزرگان و مداخله بكارها اجتناب ورزيده معنى و حقيقت زهد در ايشان است . مكانت و مكنت و آسايش ايشان بدرجهء اعتدال است . توكل وافر و لسان شاكر دارند از بيست سال قبل بايشان ارادت دارم و اغلب اوقات با ايشان محشور بوده از ملاطفتهاى بيرياى آن حضرت ممنونم . خداوند مرا توفيق دهد كه بايشان خدمتى كنم . در اين شهر مشهد كه كرسى بلاد مملكت خراسان است فقهاى بسيار ممتاز و مجتهدين مجيز و مجاز دارد « 1 » اكثر ايشان محقق و مدقق و جامع و بارع و زاهد و عابد و بيريا و مرد خدا هستند . بد اينها بهتر از خوب مجتهدين رشوهخوار رياكار است كه در تهران هستند و نام از ايشان نخواهم برد . در اين شهر مجتهدين زاهد عزلتگزين و گوشهنشين
--> ( 1 ) - در اصل چنين است و « در » در اول جمله زايد به نظر ميرسد ، مانند مورد سابق .